🔳 مرا ببوس…
این روزها عاشقانهای جز «مرا ببوس» مخملباف در مخیلهام نمیگنجد «نوبت عاشقی» هامان در زنجیر است دیر میکنی دلشوره میگیرم من از گلوله می.ترسم از ضربهی باتوم میترسم از شلاق بر شانههای محکم تو تنم میلرزد از فکر نفسکشیدن تو
🔳 حصارِ دلتنگی…
بکوب شیشهی دل را به سینهی سنگی سماع عاشق تنها ندارد آهنگی بپیچ دور من آرامش حضورت را عجیب دلهره دارد حصار دلتنگی تمام زمزمههایم به عشق زنجیرند شبم عجین شده با نغمهی شباهنگی هنوز دلخوش رنگینکمان رویاهام نشسته منتظر
🔳 حسرت…
پاییز هم کوچید باید دست دوست داشتنت را بگیرم و از این کوچههای تنگِ دلتنگ بگذرم مرضیه عطایی «ارغوان»
🔳 شعر جمله…
۱) اول خوابگردِ شبانههایم شد، بعد آرام آرام گهوارهی رویاهایم را شکست ۲) من زیرِ آوارِ واژههای ابرآلود شاعر شدم ۳) نگاهت رستاخیزی آشناست، دوباره زنده شدم ۴) پرپر میزنم به هوای تو، تمامِ دنیا را پرنده گرفتهاست ۵) نگاهت
دستهها
- داستانک (۸۱)
- درباره ی من (۱)
- سپید (۱۴۷)
- غزل، ترانه و رباعی (۱۰۲)
- قجرنویسی (۸)
- کتاب ها (۵)
- مقاله ها (۳)
- یادداشت ها (۱۴۹)
آخرین دیدگاهها