
دستِ دلِ من دوباره رو شد
وقتی که نگاه، قصهگو شد
ققنوسکِ شعلههای خاموش
با آتشِ عشق روبهرو شد
از رنجِ سکوت پر کشید و
با پنجره محوِ گفتگو شد
از حجمِ صبوریِ زلیخا
پیراهنِ پاره هم رُفو شد
کفر است خیالِ پرکشیدن
پربستهی دامِ آرزو شد
مرضیه عطایی«ارغوان»
آخرین دیدگاهها