🔳 چهارپاره‌ی اردیبهشتی…

 

پشت ابر سیاه غم مانده
راز عشقی درون حنجره‌ام
شب من انتها ندارد باز
که اسیر ملال پنجره‌ام

می‌مَزَم طعم تلخ دلتنگی
می‌کشم پَر به سوی پیرهنت
با نگاهی که تب‌زده ست مدام
تا بپیچم هزار سوی تنت

عشق هم این مقدس بی‌مرگ
تار و پود مرا که پوشانده
شهرزاد نگاه تو از نو
این دلم را چه خوب خوابانده

خواب دیدم بهار من شده‌ای
باز شد عاشقانه‌ها  لبریز
باغ قالی شکوفه باران شد
زیر باران بوسه‌ها یک‌ریز

تو و این بازوان پیچکی‌ام
وای رویاش هم که شیرین است
شده سرشار، اشتیاق دلم
بوسه‌هایت عجیب تسکین است

قاصدک‌ها به رقص مشغولند
پنجره قاب روشن ماه است
دو پرستو رسیده‌اند به هم
باز هم فصل تازه در راه است

 

مرضیه عطایی«ارغوان»

دهم اردیبهشت هزار و چهارصد
عکس:چشم انداز دراک زیبا

 

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *