🔳 بلای مقدس…

می‌بینی؟
ماه شده‌ای و
به آسمان فخر می‌فروشی
ومن
بر زمین
با این زمینیان به آسمان تو رشک‌ می‌برم!
عشق
اتفاقی ست که افتاده است
و من
و تو
ناچاریم تسلیم این بلای مقدسِ عظیم باشیم
مثل زلزله‌ای که اتفاق افتاده
و کسی خبر از ویرانی فردا ندارد
مثل سیلی که اتفاق افتاده
و خانه‌ات را آب برده باشد
به کجا؟
نمی‌دانم
می‌بینی؟
عاقبت به‌خیر شدیم هیوا
آن زلزله اتفاق افتاد
آن سیل اتفاق افتاد
حالا خانه‌مان بر آب است
کجا می‌رویم
نمی‌دانم…؟

مرضیه عطایی«ارغوان»

 

 

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *