دورهی کارشناسی، یک دوست کتابخوان داشتم که آخر داستانها را نخوانده میگذاشت و می.گفت ناتمام بماند بیشتر غرق داستان میشوم. یک هفته آن را مزه مزه میکنم و بعد پایان آن را میخوانم.
اما من نه. من هرگز نمیتوانم بی خیال پایان یک داستان زیبا و جذاب باشم. کنجکاوی نتیجه نمیگذارد آرام بگیرم.
بعضی از داستانها حتی مجال تمام کارهای دیگر را میگیرد از من. با شور میخوانم و بعد چند روز سرخوشانه در آن غوطهورم.
مرضیه عطایی «ارغوان»
آخرین دیدگاهها