🔳 دلتنگیِ هنوز…
کوچه خالی شد نگاه تو ترسید پشت درخت توت پنهان شدم من زوزهی باد میپیچید در گوش کوچه زن همسایه بین بوسههای ما گم شد عصر تابستان بود خواب هفتسنگ و عروسکبازی دیده بودیم ما بادهای داغ در کوچهها میلولیدند
🔳 جوانه در جوانه…
پاییز جوانه میزند با تو تاراج خزان را که نمیفهمم مستم من از این نگاه شیرینت مستیِ رَزان را که نمیفهمم در موج صدای تو دلم گم شد صد بار مرا غریق دریا کن طوفانیام و عجیب بیتابم در
🔳 او، تو و من…
او برای تنهاییهای من نقشه میکشید تو با رویاهایت به خوابهای من نوک میزدی من عطر دلتنگی پیراهن تو بودم مرضیه عطایی «ارغوان»
🔳 آوارگی…
تنها تحفهام برای تو عاشقانههاییست از عطر سیب آکنده پُر از هوای آوارگی! مرضیه عطایی «ارغوان» @marziehataie_arghavan
🔳 زمزمه…
زمزمهی نامِ تو بر من تاخت دهانم درختِ سنجد مقدسی شد که عطرش باد را میرقصید، دشت را میرقصید، کوه را میرقصید مرضیه عطایی «ارغوان» ___ • سنجد نماد عشق و دلباختگیست
🔳 تاسیان…
🔳 تاسیان تاسیان* تاسیان تاسیانٍ ناتمام باید تو را خفته باشم تا دامن دخترک بختم، سبزِ سبزِ سبز شود مثل تمام همیشهها باید عطرِ تورا در باد شنیده باشم تا شیراز هزار حافظیه شود برای عاشقی باید آنقدر زنده
دستهها
- داستانک (۸۱)
- درباره ی من (۱)
- سپید (۱۴۷)
- غزل، ترانه و رباعی (۱۰۲)
- قجرنویسی (۸)
- کتاب ها (۵)
- مقاله ها (۳)
- یادداشت ها (۱۵۰)
آخرین دیدگاهها